آناتومی جامع دست و مچ؛ استخوان‌ها، عضلات، تاندون‌ها، رباط‌ها و اعصاب

اسکلت هر دست با احتساب مچ از ۲۷ استخوان تشکیل شده است: ۸ استخوان کارپال در مچ، ۵ استخوان متاکارپ در کف دست و ۱۴ بند انگشت. این استخوان‌ها به کمک مفاصل و رباط‌ها پایدار می‌مانند؛ عضلات و تاندون‌ها آنها را حرکت می‌دهند و اعصاب، کنترل حرکت و حس لمس را فراهم می‌کنند.

متاکارپ نام بخش استخوانی میان مچ و انگشتان است، اما پالم یا کف دست به کل ناحیه کف‌دستی، شامل پوست، فاشیا، عضلات، تاندون‌ها، اعصاب و عروق آن گفته می‌شود. بسیاری از عضلات قدرتمند حرکت‌دهنده انگشتان نیز داخل ساعد قرار دارند و نیروی خود را از طریق تاندون‌ها به دست منتقل می‌کنند.

آناتومی جامع دست

اگر این مطلب را به‌دلیل بریدگی یا ضربه می‌خوانید، ناتوانی در خم یا بازکردن انگشت، بی‌حسی تازه، تغییر شکل، سردی یا تغییر رنگ انگشت به ارزیابی پزشکی نیاز دارد.

نقشه کلی دست

ناحیهساختمان اصلینقش برجسته
مچ یا کارپاستخوان‌های کارپال، رباط‌های مچ، تونل کارپ و تاندون‌های عبوریاتصال متحرک ساعد به دست و عبور ساختارهای عصبی و تاندونی
متاکارپپنج استخوان متاکارپ و بافت‌های میان آنهاتشکیل چارچوب کف دست و انتقال نیرو به انگشتان
کف دست یا پالمپوست ضخیم، فاشیای کف‌دستی، تاندون‌ها، عضلات، اعصاب و عروقگرفتن اشیا، محافظت از ساختارهای عمقی و ایجاد اصطکاک
انگشتانفالانژها، مفاصل، تاندون‌ها، رباط‌ها و اعصاب انگشتیگرفتن، لمس و حرکات دقیق
شستمتاکارپ اول، دو فالانژ و عضلات اختصاصیتقابل با انگشتان، نیشگون‌گرفتن و گرفتن دقیق

سطحی که کف دست در آن قرار دارد «کف‌دستی» یا پالمار نامیده می‌شود. سطح مقابل، پشت‌دستی یا دورسال است. این جهت‌ها در گزارش‌های پزشکی برای توصیف محل زخم، تاندون یا شکستگی به کار می‌روند.

آناتومی استخوان های دست

استخوان‌های دست و مچ

استخوان‌های کارپال

هشت استخوان کوچک مچ در دو ردیف قرار دارند. ردیف نزدیک‌تر به ساعد از سمت شست به انگشت کوچک شامل اسکافویید یا ناوی، لونیت یا هلالی، تری‌کوئتروم یا هرمی و پیزیفورم یا نخودی است. در ردیف نزدیک‌تر به کف دست، تراپزیوم، تراپزوئید، کاپیتیت و هامیت قرار دارند.

این استخوان‌ها مانند چند قطعه مستقل و بی‌ارتباط عمل نمی‌کنند. شکل آنها همراه با رباط‌های متعدد، قوسی متحرک می‌سازد که وزن و نیرو را میان ساعد و دست توزیع می‌کند. سطح مقعر کف‌دستی این قوس نیز بخشی از دیواره تونل کارپ را تشکیل می‌دهد. ساختار و آرایش دو ردیف استخوان‌های مچ در منابع آناتومی NCBI توضیح داده شده است.

اسکافویید در سمت شست اهمیت بالینی ویژه‌ای دارد. شکستگی آن گاهی در عکس اولیه مشخص نیست و به‌دلیل الگوی خون‌رسانی خاص، بخش نزدیک‌تر آن در برابر اختلال جوش‌خوردن آسیب‌پذیرتر است.

متاکارپ‌ها؛ اسکلت کف دست

پنج استخوان متاکارپ از سمت شست به انگشت کوچک شماره‌گذاری می‌شوند. قاعده هر متاکارپ با استخوان‌های مچ و سر آن با نخستین بند انگشت مفصل می‌شود. برجستگی‌هایی که هنگام مشت‌کردن در پشت دست دیده می‌شوند، عمدتاً سر متاکارپ‌ها هستند.

متاکارپ‌ها در کنار هم قوس‌های طولی و عرضی دست را می‌سازند. این قوس‌ها اجازه می‌دهند کف دست هنگام گرفتن فنجان، ابزار یا توپ تا اندازه‌ای با شکل جسم هماهنگ شود.

فالانژها یا بندهای انگشت

انگشت اشاره، میانی، حلقه و کوچک هرکدام سه فالانژ دارند: نزدیک، میانی و انتهایی. شست فقط دو فالانژ نزدیک و انتهایی دارد. هر فالانژ از قاعده، تنه و سر تشکیل می‌شود.

استخوان‌های کنجدی یا سزاموئید کوچکی نیز در مسیر بعضی تاندون‌ها دیده می‌شوند؛ دو سزاموئید اطراف مفصل متاکارپوفالانژیال شست از نمونه‌های شناخته‌شده‌اند. این استخوان‌ها به هدایت تاندون و بهبود اثر مکانیکی آن کمک می‌کنند. برای آشنایی با جایگاه این استخوان‌ها در کل بدن می‌توانید مطلب اسکلت انسان را بخوانید.

مفاصل دست چگونه حرکت ایجاد می‌کنند؟

مچ یک مفصل لولایی ساده نیست. حرکت آن حاصل همکاری مفصل رادیوکارپال میان ساعد و ردیف نزدیک استخوان‌های کارپ، مفاصل میان‌کارپی و چند مفصل کوچک‌تر است. این مجموعه خم‌شدن، بازشدن و انحراف دست به سمت شست یا انگشت کوچک را امکان‌پذیر می‌کند.

مفاصل کارپومتاکارپ یا CMC در محل اتصال متاکارپ‌ها به مچ قرار دارند. CMC شست به‌دلیل شکل زینی خود آزادی حرکت بیشتری دارد و پایه حرکت تقابل شست است. مفاصل CMC سایر انگشتان پایدارترند؛ بااین‌حال حرکت محدود متاکارپ‌های سمت انگشت حلقه و کوچک به شکل‌گرفتن کف دست دور جسم کمک می‌کند.

مفاصل متاکارپوفالانژیال یا MCP همان مفاصل پایه انگشتان‌اند. چهار انگشت اصلی در این مفاصل خم و باز می‌شوند و در حالت باز می‌توانند از یکدیگر دور یا به هم نزدیک شوند.

هر یک از چهار انگشت اصلی دو مفصل بین‌بندی دارد:

  • مفصل بین‌بندی نزدیک یا PIP میان بند نزدیک و میانی
  • مفصل بین‌بندی دور یا DIP میان بند میانی و انتهایی

شست فقط یک مفصل بین‌بندی یا IP دارد.

انتهای استخوان‌ها در مفاصل متحرک با غضروف مفصلی پوشیده شده و کپسول مفصلی آنها را احاطه می‌کند. غضروف اصطکاک را کاهش می‌دهد، اما پایداری مفصل حاصل همکاری کپسول، رباط‌ها، تاندون‌ها و شکل استخوان‌هاست. ساختمان این بافت در مطلب غضروف چیست؟ با جزئیات بیشتری توضیح داده شده است.

حرکات اصلی انگشتان و شست

خم‌کردن انگشتان آنها را به سمت کف دست می‌آورد و بازکردن، انگشتان را صاف می‌کند. دورکردن یا ابداکشن به معنای فاصله‌گرفتن انگشتان از محور انگشت میانی است؛ در نزدیک‌کردن یا اداکشن، انگشتان دوباره کنار هم قرار می‌گیرند.

شست علاوه بر خم و بازشدن و دور و نزدیک‌شدن، حرکت تقابل دارد. در تقابل، شست با ترکیبی از چرخش و جابه‌جایی به سمت انگشتان دیگر می‌آید. بازگشت شست از این حالت «بازگشت از تقابل» نامیده می‌شود.

گرفتن یک چکش بیشتر به قدرت خم‌کننده‌های انگشت و تثبیت مچ وابسته است. برداشتن یک سکه، بستن دکمه یا نوشتن به تقابل شست، کنترل عضلات کوچک دست و بازخورد دقیق حسی نیاز دارد.

عضلات دست؛ قدرت از ساعد، ظرافت از کف دست

عضلات مؤثر بر دست به دو گروه کلی تقسیم می‌شوند. عضلات خارجی دست عمدتاً در ساعد قرار دارند و تاندون‌های بلند آنها از مچ عبور می‌کنند. عضلات داخلی از داخل خود دست شروع می‌شوند و بیشتر در تنظیم حرکات ظریف نقش دارند.

عضلات خارجی

در سطح کف‌دستی ساعد، عضلات خم‌کننده قرار دارند. انقباض آنها از طریق تاندون‌ها باعث خم‌شدن مچ، انگشتان یا شست می‌شود. عضلات پشت ساعد نیز بیشتر تاندون‌های بازکننده را به مچ و انگشتان می‌فرستند.

قرارگرفتن بخش عضلانی در ساعد سبب می‌شود خود انگشتان باریک بمانند، درحالی‌که همچنان نیروی کافی برای گرفتن اجسام دارند.

عضلات تنار و حرکات شست

برجستگی گوشتی پایه شست ناحیه تنار نام دارد. سه عضله اصلی آن، دورکننده کوتاه شست، خم‌کننده کوتاه شست و مقابل‌کننده شست هستند. عضله نزدیک‌کننده شست در عمق کف دست قرار دارد و در گرفتن محکم و نیشگون‌گرفتن نقش مهمی دارد، اما از نظر تقسیم‌بندی دقیق در گروه مستقلی بررسی می‌شود.

بیشتر عضلات تنار از عصب مدیان فرمان می‌گیرند، درحالی‌که نزدیک‌کننده شست عمدتاً تحت کنترل عصب اولنار است. به همین دلیل آسیب هر یک از این اعصاب می‌تواند نوع متفاوتی از ضعف شست ایجاد کند.

عضلات هیپوتنار

برجستگی سمت انگشت کوچک هیپوتنار نام دارد. عضلات این ناحیه انگشت کوچک را دور می‌کنند، خم می‌کنند و به حرکت تقابل آن با شست کمک می‌کنند. این عضلات عمدتاً از عصب اولنار عصب می‌گیرند.

لومبریکال‌ها و عضلات بین‌استخوانی

چهار عضله لومبریکال از تاندون‌های خم‌کننده عمقی منشأ می‌گیرند و به شبکه بازکننده متصل می‌شوند. نتیجه این آرایش، حرکت ترکیبی مهمی است: خم‌شدن مفصل پایه انگشت در کنار بازشدن مفاصل بین‌بندی.

عضلات بین‌استخوانی میان متاکارپ‌ها قرار دارند. چهار عضله پشتی انگشتان را از محور دست دور می‌کنند و سه عضله کف‌دستی آنها را به این محور نزدیک می‌کنند. هر دو گروه در خم‌کردن MCP و بازکردن مفاصل بین‌بندی نیز با لومبریکال‌ها همکاری دارند. بیشتر این عضلات از شاخه عمقی عصب اولنار فرمان می‌گیرند. مرجع آناتومی عضلات بین‌استخوانی NCBI این رابطه را شرح داده است.

تاندون‌های خم‌کننده دست

تاندون رشته‌ای محکم است که نیروی عضله را به استخوان منتقل می‌کند. در سمت کف‌دستی چهار انگشت اصلی، دو سامانه تاندونی مهم وجود دارد:

تاندون خم‌کننده سطحی انگشت یا FDS به بند میانی متصل می‌شود و نقش اصلی آن خم‌کردن مفصل PIP است. تاندون خم‌کننده عمقی یا FDP از میان شاخه‌های تاندون سطحی عبور می‌کند، به بند انتهایی می‌رسد و مفصل DIP را خم می‌کند.

شست این الگو را ندارد. تاندون خم‌کننده بلند شست یا FPL به بند انتهایی شست متصل می‌شود و مفصل بین‌بندی آن را خم می‌کند.

تاندون‌های خم‌کننده داخل غلاف‌هایی حرکت می‌کنند. نوارهای حلقه‌ای و متقاطع موسوم به پولی، تاندون را نزدیک استخوان نگه می‌دارند تا هنگام خم‌شدن انگشت از سطح استخوان فاصله نگیرد. تحریک غلاف و پولی می‌تواند حرکت تاندون را محدود کند و در بعضی افراد به گیرکردن انگشت منجر شود.

بریدگی کف انگشت یا دست ممکن است تاندون خم‌کننده را به‌طور کامل یا ناقص قطع کند. کاهش توانایی خم‌کردن فعال یک مفصل پس از بریدگی نیازمند معاینه است؛ حرکت نسبی انگشت، آسیب ناقص را رد نمی‌کند. AAOS بر اهمیت بررسی زودهنگام این آسیب‌ها تأکید می‌کند.

تاندون‌های بازکننده و شبکه اکستانسور

تاندون‌های بازکننده از پشت مچ و دست عبور می‌کنند. در سطح انگشت، تاندون مشترک به شبکه‌ای پهن به نام کلاه یا شبکه اکستانسور تبدیل می‌شود. بخش مرکزی این شبکه به بند میانی و نوارهای جانبی آن به بند انتهایی متصل می‌شوند.

این آرایش اجازه می‌دهد نیروی عضلات ساعد با نیروی لومبریکال‌ها و بین‌استخوانی‌ها ترکیب شود. به همین علت، بازکردن انگشت یک حرکت ساده ناشی از یک تاندون منفرد نیست.

آسیب بخش انتهایی تاندون بازکننده می‌تواند باعث افتادگی نوک انگشت شود. آسیب قسمت مرکزی شبکه نیز الگوی حرکتی متفاوتی ایجاد می‌کند. شکل انگشت به‌تنهایی برای تشخیص محل پارگی کافی نیست، به‌خصوص اگر مفصل هم آسیب دیده باشد.

تونل کارپ و مسیر عبور تاندون‌ها

تونل کارپ گذرگاهی محدود در سمت کف‌دستی مچ است. استخوان‌های کارپ کف و دیواره‌های آن را می‌سازند و رباط عرضی کارپ یا فلکسور رتیناکولوم سقف آن است.

عصب مدیان همراه با تاندون‌های خم‌کننده انگشتان و شست از این فضا عبور می‌کند. افزایش فشار داخل تونل می‌تواند عصب مدیان را تحت فشار قرار دهد و به گزگز، بی‌حسی، درد یا ضعف در محدوده مربوط به آن منجر شود. AAOS ساختمان تونل و ارتباط آن با سندرم تونل کارپ را توضیح داده است.

عصب اولنار از داخل تونل کارپ عبور نمی‌کند. این عصب همراه با شریان اولنار از گذرگاهی جداگانه به نام کانال گویان وارد دست می‌شود. بنابراین فشار بر عصب مدیان و اولنار معمولاً الگوی حسی و حرکتی یکسانی ایجاد نمی‌کند.

رباط‌ها، صفحه کف‌دستی و فاشیای دست

رباط استخوان را به استخوان متصل و حرکت اضافی مفصل را محدود می‌کند. تاندون در مقابل، نیروی عضله را به استخوان انتقال می‌دهد. جابه‌جایی این دو واژه می‌تواند در فهم گزارش آسیب یا تصویربرداری مشکل ایجاد کند.

رباط‌های جانبی در دو طرف مفاصل انگشتان قرار دارند و در برابر انحراف نامناسب مفصل مقاومت می‌کنند. صفحه کف‌دستی یا Volar plate بخش ضخیم و محکم کپسول در جلوی مفاصل MCP و بین‌بندی است و از بازشدن بیش‌ازحد آنها جلوگیری می‌کند.

در مچ، مجموعه‌ای از رباط‌های داخلی و خارجی حرکت استخوان‌های کارپ را هماهنگ می‌کنند. رباط عرضی کارپ علاوه بر نقش خود در سقف تونل، تاندون‌های خم‌کننده را نزدیک مچ نگه می‌دارد. در سمت انگشت کوچک مچ نیز مجموعه فیبروغضروفی مثلثی یا TFCC به پایداری و توزیع نیرو کمک می‌کند.

فاشیای پهن کف‌دستی لایه‌ای محکم زیر پوست پالم است. اتصالات آن مانع لغزش بیش‌ازحد پوست هنگام گرفتن جسم می‌شوند. پوست کف دست نیز ضخیم، بدون مو و سرشار از گیرنده‌های حسی است؛ در مقابل، پوست پشت دست نازک‌تر و متحرک‌تر است.

اعصاب دست و محدوده عملکرد آنها

عصب مدیان و اولنار شاخه‌های حسی و حرکتی دارند. شاخه سطحی عصب رادیال در خود دست عمدتاً حسی است؛ فرمان حرکتی عضلات بازکننده پیش از رسیدن عصب به دست و در ناحیه ساعد منتقل می‌شود.

عصبمحدوده حسی معمولنقش حرکتی شاخص
مدیانکف شست، اشاره، میانی و نیمه سمت شست انگشت حلقهبیشتر عضلات تنار و دو لومبریکال سمت شست
اولنارانگشت کوچک و نیمه سمت انگشت کوچکِ انگشت حلقه در کف و پشت دستبیشتر عضلات داخلی، از جمله بین‌استخوانی‌ها، عضلات هیپوتنار و نزدیک‌کننده شست
رادیالبخش سمت شستِ پشت دست، به‌ویژه اطراف فضای میان شست و اشارهشاخه واردشونده به دست عمدتاً حسی است؛ عضلات بازکننده در ساعد عصب‌گیری می‌کنند

مرز این نواحی در همه افراد کاملاً یکسان نیست و میان شاخه‌های عصبی ارتباط وجود دارد. محل بی‌حسی فقط یک سرنخ است؛ برای تعیین سطح آسیب باید قدرت عضلات، حس، رفلکس‌ها و مسیر کامل عصب از گردن تا دست بررسی شود.

گزگز شست، اشاره و انگشت میانی، به‌خصوص همراه با ضعف شست، می‌تواند فشار بر عصب مدیان را مطرح کند. بی‌حسی انگشت کوچک و نیمه حلقه یا دشواری در باز و بسته‌کردن فاصله انگشتان بیشتر با درگیری اولنار سازگار است. آسیب عصب رادیال در سطح بالاتر می‌تواند بازکردن مچ و انگشتان را ضعیف کند.

شریان‌ها و وریدهای دست

دو مسیر اصلی خون‌رسانی به دست شریان‌های رادیال و اولنار هستند. این شریان‌ها با ایجاد قوس‌های کف‌دستی سطحی و عمقی به یکدیگر می‌پیوندند. شاخه‌های متاکارپی و سپس شریان‌های انگشتی، خون را در دو طرف انگشتان تا نوک آنها می‌رسانند.

نحوه مشارکت دو شریان در تشکیل قوس‌ها میان افراد تفاوت دارد. به همین دلیل، بررسی خون‌رسانی پیش از بعضی اقدامات پزشکی باید با روش استاندارد و توسط فرد آموزش‌دیده انجام شود، نه با فشار خودسرانه روی شریان‌های مچ.

بخش بزرگی از خون وریدی دست از شبکه وریدی پشت دست تخلیه می‌شود. همین شبکه علت دیده‌شدن واضح‌تر وریدها در پشت دست است. وریدهای سطحی و عمقی در ادامه به وریدهای ساعد متصل می‌شوند. انجمن جراحی دست آمریکا مسیر کلی عروق دست را شرح داده است.

سردی، رنگ‌پریدگی یا کبودی تازه انگشت پس از ضربه یا بستن پانسمان، به‌ویژه همراه با بی‌حسی و درد، می‌تواند نشانه اختلال خون‌رسانی باشد.

ساختارها چگونه یک حرکت واحد را ایجاد می‌کنند؟

برای گرفتن محکم یک جسم، تاندون‌های خم‌کننده انگشتان را می‌بندند، عضلات شست آن را در مقابل انگشتان قرار می‌دهند و بازکننده‌های مچ، مچ را در موقعیتی نگه می‌دارند که خم‌کننده‌ها نیروی مؤثرتری تولید کنند. رباط‌ها مفاصل را پایدار می‌کنند و اعصاب حسی مقدار فشار واردشده به جسم را گزارش می‌دهند.

در گرفتن ظریف، نیروی زیاد اهمیت کمتری دارد. هماهنگی شست و اشاره، فعالیت عضلات داخلی و حس دقیق نوک انگشتان تعیین می‌کند که فرد بتواند بدون افتادن یا فشردن بیش‌ازحد، جسم کوچکی را نگه دارد.

این همکاری توضیح می‌دهد که چرا یک آسیب کوچک عصب یا تاندون می‌تواند عملکرد دست را بیش از اندازه ظاهری زخم مختل کند.

در معاینه دست، فقط محل درد را نگاه نمی‌کنیم. توانایی خم‌کردن و بازکردن فعال هر مفصل، محدوده حس و وضعیت خون‌رسانی نشان می‌دهد کدام تاندون، عصب یا مفصل باید دقیق‌تر بررسی شود.

تصویربرداری دست چه چیزهایی را نشان می‌دهد؟

رادیوگرافی ساده برای مشاهده شکستگی، دررفتگی، هم‌راستایی استخوان‌ها و بعضی تغییرات مفصلی کاربرد دارد. تصاویر متداول دست یا انگشت از چند جهت گرفته می‌شوند، زیرا یک نمای منفرد می‌تواند جابه‌جایی یا شکستگی را پنهان کند.

تاندون، عصب و بسیاری از رباط‌ها در رادیوگرافی معمولی به‌طور مستقیم و با جزئیات کافی دیده نمی‌شوند. طبیعی‌بودن عکس ساده، آسیب این ساختارها را رد نمی‌کند. سونوگرافی می‌تواند برای بررسی پویای بعضی تاندون‌ها، توده‌ها و اجسام خارجی مفید باشد. MRI جزئیات بیشتری از رباط، تاندون، غضروف و بعضی شکستگی‌های پنهان ارائه می‌دهد و CT برای نمایش دقیق‌تر آسیب‌های استخوانی پیچیده استفاده می‌شود. انتخاب روش به معاینه و نوع آسیب بستگی دارد.

رادیوگرافی دست و سن استخوانی

در کودکان و نوجوانان، رادیوگرافی دست و مچ برای مقایسه بلوغ استخوان‌ها با الگوهای مرجع به کار می‌رود. سن استخوانی با سن شناسنامه‌ای یکسان نیست و یک تصویر منفرد نیز قد نهایی را با قطعیت پیش‌بینی نمی‌کند. راهنمای سن استخوانی چیست؟ و مقاله صفحه رشد این تفاوت را توضیح می‌دهند.

در پرسش‌های مربوط به رشد قد، گاهی از ما خواسته می‌شود فقط براساس تصویر دست درباره رشد باقی‌مانده یا امکان جراحی نظر بدهیم. سن استخوانی باید در کنار سن تقویمی، روند رشد، وضعیت بلوغ و ارزیابی کامل فرد تفسیر شود؛ یک خط در رادیوگرافی به‌تنهایی تصمیم نهایی را مشخص نمی‌کند.

بررسی بلوغ اسکلتی می‌تواند یکی از اجزای ارزیابی فردی باشد که درباره جراحی افزایش طول اندام پرسش دارد؛ بااین‌حال تصویر دست به‌تنهایی کاندیدبودن، روش جراحی یا میزان قابل‌دستیابی افزایش طول را تعیین نمی‌کند.

چه زمانی آسیب دست به ارزیابی سریع نیاز دارد؟

در ارزیابی بریدگی دست، اندازه ظاهری زخم شدت آسیب عمقی را مشخص نمی‌کند. حرکت فعال هر بند انگشت، حس دو طرف انگشت و خون‌رسانی انتهای آن باید بررسی شود، زیرا تاندون، عصب یا شریان انگشتی می‌تواند زیر زخمی نسبتاً کوچک آسیب دیده باشد.

پس از ضربه، سقوط، بریدگی یا گیرکردن دست، وجود این نشانه‌ها مراجعه سریع را ضروری می‌کند:

  • تغییر شکل انگشت، دست یا مچ
  • ناتوانی تازه در خم یا بازکردن یک انگشت
  • بی‌حسی کامل یا کاهش حس پس از بریدگی
  • سردشدن، رنگ‌پریدگی یا کبودی انگشت
  • خونریزی کنترل‌نشده یا زخم عمیق
  • درد شدید همراه با تورم فزاینده
  • صدای شکستگی یا دررفتگی همراه با کاهش عملکرد
  • تورم داغ و دردناک همراه با تب یا بدحالی

در صورت شروع تورم، انگشتر را بدون اعمال زور خارج کنید. دست آسیب‌دیده را برای آزمایش مکرر حرکت ندهید و بریدگی عمیق را برای بررسی تاندون یا عصب باز نکنید. تغییر رنگ، کاهش حس و ناتوانی حرکتی از نشانه‌هایی هستند که NHS برای آنها ارزیابی فوری را توصیه می‌کند.

منابع

نادر مطلبی زاده 31368

این صفحه توسط دکتر نادر مطلبی زاده، جراح استخوان و مفاصل (ارتوپدی)، بازبینی پزشکی شده است. شماره نظام پزشکی: ۳۱۳۶۸. حوزهٔ تمرکز: جراحی افزایش قد (Limb Lengthening) و اصلاح ناهنجاری‌های اندام.
پروفایل نظام پزشکی
ارجاع علمی: لینک PubMed/ResearchGate
زبان‌ها: فارسی، انگلیسی، عربی
آخرین بازبینی پزشکی: ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
اطلاعات این صفحه جنبهٔ آموزشی دارد و جایگزین معاینهٔ فردی نیست.
شفافیت محتوای پزشکی: این مرکز ارائه‌دهنده خدمات جراحی معرفی‌شده در همین صفحه است. فرایند انتخاب منابع، بازبینی پزشکی، اصلاح خطاها و نحوه اعلام تعارض منافع در سیاست تحریریه و بازبینی پزشکی توضیح داده شده است.

2 دیدگاه دربارهٔ «آناتومی جامع دست و مچ؛ استخوان‌ها، عضلات، تاندون‌ها، رباط‌ها و اعصاب»

  1. سلام.
    با تشکر از کل عوامل دستگاه بهداشت و پزشکی کشور عزیزمون ایران.
    دو بار دست من شکسته و تاندون هم قطع شده بود.
    الان که این مقاله رو خوندم، متوجه شدم که دست به تنهایی چقدر پیچیده است.
    خدا تمام زحمت کشان پزشکی و درمان رو حفظ کنه.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

پیمایش به بالا